دپارتمان مهندسی مکانیک ایران

انجمن مهندسی مکانیک

انجمن تست های غیر مخرب

انجمن علمی مهندسی پزشکی

انجمن بیومکانیک

آموزش تعمیر تجهیزات پزشکی

آموزش تعمیرات تجهیزات پزشکی

دوره های مهندسی پزشکی

دوره های آموزشی مهندسی پزشکی

انجمن مهندسی پزشکی

آموزش تعمیر تجهیزات دندانپزشکی

آموزش بازرسی جوش

آموزش پایپینگ


             
تاریخچه کمپانی‌های اتومبیل سازی جهان" كمپاني لامبورگيني"
نوشته شده توسط میثم بهروز   
جمعه ، 18 فروردين 1391 ، 10:28

تاریخچه شرکت خودرو سازی لامبورگيني

نویسنده : ميثم بهروز - ساعت ۱:٢٦ ب.ظ روز شنبه 12 فروردين  ۱۳٩1

تاریخچه کمپانی‌های اتومبیل سازی جهان

 كمپاني لامبورگيني

شركت خودروسازي لامبورگيني يكي از برجسته ترين شركتهاي سازنده اتومبيل هاي اسپورت در سال 2007 است. لامبورگيني نخستين نمونه خودروهاي اسپورت خود را در سال 1964 روانه بازار كرد. پس از ورود به عرصه خودروهاي اسپرت، لامبورگيني با مواجه شدن با ورشكستگي و دست به دست شدن هاي متعدد، دوره سختي را پشت سر گذاشته است. در اواخر سال 1998، شركت Audi  كه يك شركت آلماني و خود متعلق به شركت فولكس واگن است، برند ايتاليايي لامبورگيني را به قيمت  110 ميليون دلار خريد. تحت مديريت Audi، اين شركت نشانه هايي از پيشرفت را با افزايش فروش نشان داد ولي فاصله خود با رقيبش Ferrari  را نتوانست كم كند.در سال 2007 تلاشهاي متعددي را براي رسيدن به رقيب خود Ferrari  آغاز كرد وليكن در هر حال لامبورگيني مجبور بوده است بين فروش بالاتر و انحصار برند تعادل برقرار كند زيرا به توليد محدود و نامتناسب با تقاضا معروف است.

خودروساز لامبورگيني در سال 1963 در Santagana  نزديك Bologna  تشكيل شد. مالك شركت Ferruccio Lamborghini  مجموعه دار خودروهاي مختلف بود زيرا شيفته مكانيك موتورهاي چرخشي و اتومبيل ها بود. فراري كه يكي از لوكس ترين و كاراترين خودروهاي ورزشي آن زمان بود نيز در مجموعه خودروهاي او وجود داشت. فروچيو تصميم به تاسيس شركتي شخصي براي توليد خودروهاي اسپرت گرفت چرا كه با فراري و مالك آن شركت Enzo Ferrari  مشكلاتي داشت. در اوايل دهه 60 فروچيو كه يك مهندس بود نامه اي براي انزو فراري نوشت و در آن از وضعيت كلاچ خودروي خود گله كرد. انزو پاسخ بي ادبانه اي به او داد كه باعث گرديد اين مهندس صاحب شركت تراكتورسازي لامبورگيني تصميم بگيرد خود خودرويي بهتر از فراري بسازد. براي آرم خود گاو خشمگيني را انتخاب كرد مثل گاو حادثه 1943 اسپانيا كه در آن مسابقه، گاو برنده بود نه گاوباز. فروچيو به منظور توليد خودروي اسپرت با كارايي بالاتر از خودروهاي اسپرت مرسوم، Paolo Stanzi  كه يك مكانيك خودرو بود را استخدام و او را مجاب نمود تا كار سنگين ساخت پيشرفته ترين و روزآمد ترين تسهيلات خودروسازي را تاسيس كند. در سال 1964، لامبورگيني اولين مدل خودش 350 GT را توليد كرد كه يك خودروي اسپورت ايروديناميك چهار سوپاپ V12، 5 دنده با ديسكهاي ترمز 4 چرخ و تعليق مستقل چهار چرخ بود. اين مدل با تهديد مدلهاي معروفي مانند پورشه و جگوار غوغايي به پا كرد. بعدها اين برند تحسين منتقدان خودرو مانند انزو فراري  (مالك شركت فراري) را نيز جلب كرد. جلب توجه سراسري و فراز و پيشرفت آن باعث گرديد آوازه لامبورگيني در سالهاي 1966 الي 1972 بيش از پيش بپيچد. در اين فاز لامبورگيني قدرت رقابتي در برابر رقبايش را با توليد پيوسته مدلهاي بسياري در كيفيت بهينه بدست آورد. بعضي از مدلهايي كه در اين دوره معرفي شدند عبارتنداز : 400 GT، ميورا P400  ) نام مربي گاو بازي )، ايزلرو  400GT و اسپادا( شمشير گاو باز) كه پر طرفدار ترين مدل لامبورگيني شد.

با بروز علائم مثبت ناشي از رشد در لامبورگيني، تحليلگران احساس كردند لامبورگيني بر ساير رقبايش مثل پيشروهاي صنعتي چون فراري سايه خواهد انداخت. اولين بار در سال 1970 تقريبا پس از 10 سال، لامبورگيني در حال پول سازي و جذب بازارها بود. ولي فروچيو (به دليل يك شكست شديد در تجارت تراكتور كه به شكست هاي عمده تر منجر شد.) سرمايه متعلق به خود را فروخت و 51٪ سهام لامبورگيني به جورج هنري روزتي، يك صنعتگر سوئيسي واگذار شد.

هدايت لامبورگيني توسط راهبران متعدد:

سال 1973 شاهد رويدادي بود كه كل صنعت از جمله اين شركت را تحت تاثير قرار داد. بحران نفت كه ناشي از يك دوره افول جهاني بود و اكثر بازيگران صنعت از جمله لامبورگيني را متاثر كرد و بازارخودروهاي سريع و پر مصرف را ناگهان با بحران مواجه ساخت و به سرعت، فروش لامبورگيني از بين رفت. با نزول فروش در لامبورگيني، فروچيو 49 ٪ ديگر سهام را به رنت ليمز كه يك تاجر بزرگ سوئيسي بود واگذار كرد.

 

روزتي و ليمز، مالكان جديد لامبورگيني، مدلهاي جديدي مثل كونتاچ را توليد كردند كه در بازار نيز با استقبال مواجه گرديد. لامبورگيني از تزريق سرمايه لازم براي توليد كونتاچ عاجز بود. بحرانهاي مالي شركت با كنسل شدن قرار داد لامبورگيني و BMW  در سال 1977 عميق تر شد. در نهايت اين دو تصميم به فروش كارخانه گرفتند ولي در سالهاي 1977 الي 1978 هيچ اتفاقي رخ  نداد لذا لامبورگيني اعلام ورشكستگي نمود.

پس از آن براي مدت كوتاهي لامبورگيني قبل از ورود به تسويه حساب اجباري، مدتي در كنترل دولت بود.در سال 1980 شوراي شهري Bologna  مديريت شركت را به برادران Mimran  سپرد و در سال 1984 شركت را به Patrik Mimran  كه برادر جوانتر بود به قيمت 3 ميليون دلار فروخت و تحت مديريت برادران ميمران، شركت از ورشكستگي خارج شد. آنها سرمايه هاي كلاني را براي احياي حيات لامبورگيني به كارخانجات موجود در Santagata  تزريق كردند و سپس يك جستجوي جهاني را براي جذب مهندسين و طراحان عالي خودرو آغاز نمودند. تحت هدايت آندو، نام لامبورگيني به Noura automobili Ferrucio Lamborghini  در سال 1982 تغيير يافت. لامبورگيني،Countach LP500S  را طراحي مجدد نمود و به بازار معرفي كرد كه داراي يك موتور 5 ليتري جديد با 375 اسب بخار قدرت بود. در همان سال مدل جديدي به نام Jalpa  نيز معرفي گرديد. در سال 1985  Countach LP500S را طراحي مجدد كردند و به LP500 QV  تغيير نام دادند. تحت مديريت ميمران، لامبورگيني توانست موقعيت پيشتاز خود در بازار را باكسب در آمدهاي بيشتر به دست آورد. ليكن سطح درآمد شركت، هماهنگي لازم با افزايش هزينه هاي سرمايه اي ناشي از سرعت بالاي توليد را نداشت و برادران ميمران دريافتند كه بيرون كشيدن هزينه هاي سرمايه اي مورد نياز لامبورگيني بسيار فراتر از توانايي هاي سرمايه گذاران شخصي مثل آنهاست. بنابراين آنها در جستجوي شريك تجاري پايدار برآمدند. در سال 1987 شركت Chrysler  با تعهد به جوان كردن آينده لامبورگيني وارد شد. كرايسلر لامبورگيني را به قيمت حدودا 25 ميليون دلار خريد. اندك زماني بعد از آن اسم شركت به نام قبلي اش Automobile Lamborghini  برگردانده شد و طي يك پيشنهاد مزايده مبلغ 50 ميليون دلار براي بالا بردن تيراژ توليد و گسترش حوزه سرمايه گذاري كرد.

تحت هدايت كرايسلر، موفق ترين مدلهاي لامبورگيني، Countach، 25 امين سالگرد خود را جشن گرفتند. از آنجا كه بازار براي Countach LP500S  خوب بود كرايسلر تصميم گرفت همين مدل را را تا آماده شدن محصول بعدي، Diablo  ادامه دهد. در سال 1990، Diablo سريعترين خودروي جهان شد (با سرعت 202 مايل معادل 324 كليومتر در ساعت ). با توليد 673 خودرو در سال 1991 توسط لامبورگيني، فروش آن سال با سود 1.32 ميليون دلار بسيار عالي بود. در همان سال، كرايسلر مدل هاي جديد لامبورگيني را در بازار آمريكا معرفي كرد و شبكه موجود لامبورگيني در آمريكا را با امتياز ارائه خدمات پس از فروش سازماندهي كرد. همچنين كرايسلر كارخانه جديد را در ايتاليا براي توليد خودروهاي فرمول 1 راه اندازي كرد و شروع به توليد موتور كشتي نمود، ولي موفقيت لامبورگيني در سالهاي 92 الي 93 خيلي مختصرو محدود بود چرا كه فقط 166 و 215 خودرو در اين سالها توليد شد كه در مقايسه با توليد 673 خودرو در سال 1991 كم بود. با سقوط نامطلوب توليد وكاهش سودآوري كرايسلر، متوجه شد كه مديريت يك شركت سازنده خودروهاي لوكس با هدف انحصاري بودن مدلها به هيچ وجه قابل مقايسه با مديريت شركتي مثل كرايسلر كه درگير توليد انبوه است نمي باشد. از همين رو در سال 1993 كرايسلر لامبورگيني را بهMegatech  يك تعاوني از سرمايه گذاران اندونزيايي به قيمت 40 ميليون دلار فروخت. Megatech  در تلاشش براي اداره داراييهاي لامبورگيني عملكرد سريعي نشان داد. گام اول انتصاب  Michael Kimberly  به عنوان مدير و رئيس لامبورگيني بود كه وابسته به شركتهاي جگوار و GM بود.

 

Kimberly  اعتقاد داشت كه شركت به بيش از يك يا دو مدل جهت فروش نياز دارد و خودروهاي لامبورگيني را براي قيمتهايي در حيطه مشتريان امريكايي كه خودروهاي كاراي معاصر را تحسين مي كردند، توسعه داد. همزمان تلاش كرد خودروهاي اسپورت لامبورگيني را براي مشتريان جذاب تر نمايد. آين اقدامات او منجر به رشد 14٪ فروش در امريكا و رشد 34٪ در جهان در سال 1995 شد. علي رغم عملكرد خوب لامبورگيني مالك اندونزيايي از بحران هاي مالي اواسط 1990 صدمه زيادي متحمل گرديد و قادر به تامين سرمايه هاي كافي جهت تحقيق و توليد در اختيار نداشت. اين موضوع منتهي به تغييراتي در مديريت شد كه به ورود Dicapua  - يك كهنه كار صنعت خودرو با بيش از 40 سال سابقه در Fiat  به لامبورگيني گرديد. او به لاغر كردن شركت با كنارگذاشتن تعداد زيادي از مشاوران و كاركنان مي انديشيد لذا روي لبه تيز قانون شكني حركت مي كرد. Diacapua  همچنين درك كرد كه رشد بيشتر نيازمند تقويت برند با اتخاذ معيارهاي سخت تر در تجارت و قراردادهاي ليسانس است. او همچنين 100 ميليون دلار بودجه براي توسعه Diablo  كه معروف به Super Diablo  بود و يك مدل كوچكتر به نام Baby Diablo   را جذب نمود.

 

بهر حال طرح هاي خشن Diacapua با پديده غير قابل كنترلي به نام “ بحران آسيا”   در سال 1997 مواجه گرديد كه باعث ايجاد اضطراب مالي مي شد و اين موضوع اقتصاد جهاني را تحت تاثير قرارداد.

بحران مالي آسيا بازهم منجربه تغييراتي در مالكيت لامبورگيني گرديد بدين ترتيب در سال1998، فولكس واگن لامبورگيني را به قيمت 110 ميليون دلار خريد.

بنابراين لامبورگيني زير مجموعه بخش خودروهاي لوكس فولكس واگن يعني Audi  شد. يراي آئودي لامبورگيني بخش مهمي بحساب مي آمد چراكه آئودي اعتقاد داشت كه هر دو مجهز به مهارت هاي تكميلي براي توسعه و پيشرفت توام هستند. يك سخنگوي آئودي به نام Graeve  بيان داشت كه لامبورگيني مي تواند پروفايل خودروهاي اسپورت آئودي را تقويت كند و از طرف ديگر لامبورگيني مي تواند از تخصص فني ما منتفع شود و آئودي لامبورگيني را هدايت ميكند.

بنا به گفته متخصصان صنعتي، به نظر مي رسد پس از مالكيت لامبورگيني توسط آئودي، فضاي پايداري بر شركت حاكم شده باشد و بعلاوه لامبورگيني شروع به سودآوري پايدار در مجموعه آئودي نموده است. از سال 2001 لامبورگيني شاهد رشد در فروش خود بوده است. ( جدول 1)

مدير عامل  لامبورگيني، Stephan Wink با توضيح افزايش فروش، گفت : درسال 2006 سود خالص لامبورگيني بيش از 4 برابر شده و به 18.1 ميليون دلار رسيده است در حاليكه فروش با 43٪ افزايش به 346.3 ميليون دلار و تعداد فروش به ركورد بي سابقه 2087 خودرو رسيده است.گزارش شده است كه فروش 2087 خودور بالاترين رقم ثبت شده در تاريخچه شركت است و پيش بيني گرديده است كه در سال 2007 سود قبل از ماليات لامبورگيني تا 14 ميليون دلار رشد كند و همچنين فروش با رشد 30 درصدي تا 400 ميليون دلار برسد. به هر حال اين ارقام كمتر از درآمد پيش بيني شده 1.9 ميليون دلار حاصل از فروش 5400 خودروي فراري در سال 2006 است. وينك با بيان علت اين اختلاف اظهار دارد كه شما نمي توانيد در يك چشم به هم زدن، حجم توليد را افزايش دهيد بعلاوه او ادامه داد كه او طرح افزايش درآمدهاي لامبورگيني با انجام برخي از اصلاحات در مدلها با افزودن آپشن هاي خاص همانند اصلاحات محدودي كه روي خودروهاي Murcielago LP640  صورت گرفت و به قيمت 500000 دلار فروخته شد، را در نظر دارد.

تحت مديريت Audi، آمريكا عمده ترين بازار لامبورگيني باقي ماند. در سال 2006، 876 خودرو يعني 37 درصد بيشتر از  640  خودروي سال 2005 فروخته شد. دومين بازار، اروپا با 746 خودرو در سال 2006 نسبت به سال 2005 رشد 50 درصدي را تجربه كرد كه تقاضا در سوئيس رشد قابل توجهي داشت. بعلاوه يك دلال آمريكايي به نام Lamborgini Houston، به تنهايي فروش بيشتري از كل فروش در كشورهاي روسيه، چين و هند را بعهده داشت. وينكلمن با روشنتر كردن اهميت بازار كاليفرنيا گفت اگر كاليفرنيا كشور مستقلي بود به تنهايي بزرگترين بازار شركت به حساب مي آمد. منابع سازمان همچنين تصور مي كنند كاليفرنياي جنوبي در آمريكا كه بستر جشن هاي هاليودي است پر سود ترين بازار شركت است.

 

بعلاوه احساس ميشود كه رشد سريع اقتصادي و استانداردهاي زندگي كشورهاي آسيايي مثل چين و هند به همراه روسيه در اروپاي شرقي لامبورگيني را مجبور به توجه بيشتر به اين بازارهاي رو به رشد نموده است. در چين، لامبورگيني سه نمايندگي را جلب كرده است. لامبورگيني سه مدل از مدلهاي مدرنش به نامهايGallardo , Gallardo spider , Murcielago  را آماده ورود به بازار هند  كرده است. لامبورگيني اولين خودرويش را در پايتخت هند در جولاي 2006 ساخت و به بازار عرضه كرد. پيش بيني مي شود ساليانه 50 تا 60 درصد خودروهاي توليدي اين كارخانه  در هند به فروش برسد.

 با مراجعه به طرح هاي 2007، Winkelman  افزود كه 10 شريك جديد براي فروش لامبورگيني اضافه خواهد شد و با فروشندگاني در هند، كيف، اكراين توافق حاصل شده است. وينكلمن با بيان  شعار هميشگي خود “  همواره كمتر از تقاضا توليد كن “هيچ تمايلي به افزايش فروش و بالا بردن تيراژ توليد از خود نشان نداد. به علاوه

براي حفظ انحصار لامبورگيني، او تصميم به حفظ دوره انتظار 12 ماهه گرفت. وي گفت آنچه كه به سادگي مشهود است آنست كه سالها 250 خودرو توليد مي كرديم اكنون شركت متفاوتي هستيم ولي براي حفظ برند همان فلسفه را نياز داريم كه مي گويد .

 
سامانه هوشمند ژورنال مقالات